ماتریس Ansoff ، که اغلب به آن شبکه گسترش محصول/بازار گفته می شود ، یک چارچوب دو به دو است که توسط تیم های مدیریت و جامعه تحلیلگر برای کمک به برنامه ریزی و ارزیابی ابتکارات رشد استفاده می شود. به طور خاص ، این ابزار به ذینفعان کمک می کند تا سطح ریسک مرتبط با استراتژی های مختلف رشد را مفهوم سازی کنند.
این ماتریس توسط ریاضیدان کاربردی و مدیر تجارت H. Igor Ansoff تهیه شده و در سال 1957 در بررسی تجارت هاروارد منتشر شد. ماتریس Ansoff اغلب در رابطه با سایر ابزارهای تجزیه و تحلیل تجارت و صنعت ، مانند Pestel ، Swot و Porter استفاده می شود. 5 چارچوب نیرو ، برای پشتیبانی از ارزیابی های قوی تر از محرک های رشد تجارت.
درک ماتریس Ansoff
ماتریس Ansoff یک چارچوب اساسی است که توسط مدارس تجاری در سراسر جهان تدریس می شود. این یک روش ساده و بصری برای تجسم اهرم های یک تیم مدیریتی است که می تواند هنگام بررسی فرصت های رشد ، بکشد. این محصولات دارای محور x و بازارهای موجود در محور y است.
مفهوم بازارها در چارچوب Ansoff می تواند به معنای چیزهای مختلف باشد. به عنوان مثال ، این می تواند یک صلاحیت یا جغرافیا (یعنی بازار آمریکای شمالی) باشد. این همچنین می تواند به معنای بخش های مشتری باشد (یعنی بازار هدف /جمعیتی).
این ماتریس برای ارزیابی جذابیت نسبی استراتژی های رشد که از محصولات موجود و بازارها در مقابل کالاهای جدید استفاده می کند ، و همچنین سطح خطر مرتبط با هر یک استفاده می شود.
هر جعبه ماتریس با یک استراتژی رشد خاص مطابقت دارد. آن ها هستند:
نفوذ بازار - مفهوم افزایش فروش محصولات موجود به یک بازار موجود
توسعه بازار - بر فروش محصولات موجود به بازارهای جدید متمرکز است
توسعه محصول - بر معرفی محصولات جدید به یک بازار موجود متمرکز است
تنوع - مفهوم ورود به بازار جدید با محصولات کاملاً جدید
نفوذ در بازار
از نظر نسبی کمترین خطر ، نفوذ در بازار است.
هنگام استفاده از یک استراتژی نفوذ در بازار ، مدیریت به دنبال فروش بیشتر محصولات موجود خود به بازارهایی است که با آنها آشنا هستند و در آنجا روابط موجود دارند. استراتژی های اجرای معمولی عبارتند از:
افزایش تلاشهای بازاریابی یا ساده سازی فرایندهای توزیع
کاهش قیمت برای جذب مشتریان جدید در بخش بازار
دستیابی به یک رقیب در همان بازار
یک تجارت کالاهای بسته بندی شده مصرف کننده را در نظر بگیرید که به زنجیره های مواد غذایی می فروشد. مدیریت ممکن است با اصلاح قیمت گذاری برای یک زنجیره بزرگ به منظور تأمین فضای قفسه افزایشی نه تنها برای محصولات غذایی بسته بندی شده بلکه برای چندین خط از محصولات غذایی حیوان خانگی خود نیز به دنبال نفوذ بیشتر باشد.
توسعه بازار
استراتژی توسعه بازار کمترین خطرناک بعدی است زیرا نیازی به سرمایه گذاری قابل توجهی در تحقیق و توسعه یا توسعه محصول ندارد. در عوض ، به یک تیم مدیریتی اجازه می دهد تا از محصولات موجود استفاده کند و آنها را به بازار دیگری منتقل کند. رویکردها عبارتند از:
پذیرایی از یک بخش مشتری متفاوت یا جمعیتی هدف
ورود به بازار داخلی جدید (گسترش منطقه ای)
ورود به یک بازار خارجی (گسترش بین المللی)
یک مثال Lululemon است. مدیریت تصمیم گرفت تا به طور تهاجمی به بازار آسیا اقیانوس آرام گسترش یابد تا محصولات ورزشی بسیار محبوب خود را بفروشد. در حالی که ایجاد زیرساخت های تبلیغاتی و لجستیک در یک بازار خارجی ذاتاً خطرات را ایجاد می کند ، به دلیل این واقعیت که آنها محصولی را با نقشه راه اثبات شده می فروشند ، خطرناک تر می شوند.
توسعه محصول
شغلی که محکم گوشهای یک بازار خاص یا مخاطب هدف را دارد ممکن است به دنبال گسترش سهم خود از کیف پول از آن پایگاه مشتری باشد. به عنوان یک نمایشنامه در مورد وفاداری به برند ، که ممکن است به روش های مختلفی حاصل شود ، از جمله:
سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه برای توسعه یک محصول (های) کاملاً جدید.
دستیابی به حقوق تولید و فروش محصول (های) شرکت دیگر.
ایجاد یک پیشنهاد جدید با برندسازی یک محصول با برچسب سفید که در واقع توسط شخص ثالث تولید می شود.
یک نمونه ممکن است یک مارک زیبایی باشد که محصولات مراقبت از مو را تولید و به فروش می رساند که در بین زنان 28-35 ساله محبوب است. آنها در تلاش برای سرمایه گذاری در محبوبیت و وفاداری برند با این جمعیت شناسی ، آنها به امید اینکه بازار هدف موجود آن را اتخاذ کند ، سرمایه گذاری زیادی در تولید خط جدیدی از محصولات مراقبت از مو انجام می دهند.
تنوع
از نظر نسبی ، یک استراتژی متنوع سازی به طور کلی بیشترین تلاش خطر است. از این گذشته ، هم توسعه محصول و هم توسعه بازار لازم است. در حالی که این بالاترین استراتژی ریسک است ، می تواند پاداش های عظیمی را بدست آورد - یا با دستیابی به فرصت های جدید درآمدی جدید یا با کاهش اعتماد یک شرکت به یک محصول/بازار واحد (به هر دلیلی).
به طور کلی دو نوع استراتژی متنوع سازی وجود دارد که یک تیم مدیریتی ممکن است در نظر بگیرد:
1. تنوع مرتبط - در جایی که هم افزایی های بالقوه وجود دارد که می تواند بین تجارت موجود و محصول/بازار جدید تحقق یابد.
به عنوان مثال ، تولید کننده کفش های چرمی است که تصمیم می گیرد صندلی های ماشین چرمی تولید کند. تقریباً مطمئناً هم افزایی در تهیه مواد اولیه وجود دارد ، اگرچه خود محصول و روند تولید نیاز به سرمایه گذاری قابل توجهی در تحقیق و توسعه و تولید دارد.
2. تنوع نامربوط - در جایی که بعید نیست هرگونه هم افزایی واقعی بین تجارت موجود و محصول/بازار جدید تحقق یابد.
بیایید دوباره روی مثال تولید کننده کفش چرمی کار کنیم. در نظر بگیرید که آیا مدیریت می خواست اعتماد کلی خود را به تجارت (بسیار چرخه ای) اختیاری با کیفیت بالا در کفش ، کاهش دهد ، ممکن است آنها به منظور تنوع ، سرمایه گذاری زیادی را در یک محصول کالاهای بسته بندی شده مصرف کننده سرمایه گذاری کنند.
ماتریس Ansoff و تجزیه و تحلیل مالی
این یک تصور غلط رایج است که تجزیه و تحلیل مالی منحصراً یک تمرین کمی است. و در حالی که درست است که تحلیلگران باید بدانند که چگونه دارایی ها و بدهی ها را حس کنند ، از طریق پرونده های 10K حفر کنند و مدل های مالی بسازند ، همچنین ضروری است که آنها محرک های رشد تجارت را درک کنند ، زیرا اینها طیف گسترده ای از فرضیات مدل را آگاه می کنند.
توانایی ترجمه یافته های کیفی از تجزیه و تحلیل SWOT یا PESTEL ، یک ماتریس ANSOFF یا یک چارچوب 5 نیرو در بندر در فرضیات مدل همان چیزی است که تحلیلگران کلاس جهانی را از همه افراد جدا می کند.
دقت با کیفیت بالا شامل توانایی مدل سازی موثر درایورهای رشد است ، زیرا اینها می توانند تأثیر عمیقی بر برآورد ارزیابی و معیارهای مهم اعتباری داشته باشند.
قرائت های مرتبط
با تشکر از شما برای خواندن راهنمای CFI در ماتریس Ansoff. برای ادامه یادگیری و توسعه پایگاه دانش خود ، لطفاً منابع مرتبط اضافی را در زیر کشف کنید:
تجزیه و تحلیل رایگان درایورهای رشد و ریسک های تجاری